رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات


  • شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
  • السبت ۱۰ ربيع أول ۱۴۳۸
  • 2016 Saturday 10 December
    تهران لطیف
    ١(°C)
    وزش باد ۵(mph)
    فشار ٢۶.٠٠(in)
    محدوده دید ۴.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 1-Low
    رطوبت ٢۶.٠٠(in)
بی آبی ، جبر یا اختیار؟

روزنامه جهان صنعت در ستون سخن نخست آورده است: ایران با توجه به شرایط جغرافیایی‌اش در زمره کشورهای کم‌آب و به اصطلاح خشک به حساب می‌آید و از بی  آبی رنج می برد. صدالبته چنین سرنوشتی که بدون دخالت و خواست مردمانش بر پیشانی ایران‌زمین حک شده، نه قضا و قدر است و نه به خاطر […]

روزنامه جهان صنعت در ستون سخن نخست آورده است: ایران با توجه به شرایط جغرافیایی‌اش در زمره کشورهای کم‌آب و به اصطلاح خشک به حساب می‌آید و از بی  آبی رنج می برد. صدالبته چنین سرنوشتی که بدون دخالت و خواست مردمانش بر پیشانی ایران‌زمین حک شده، نه قضا و قدر است و نه به خاطر گناه و …

به گزارش گروه صنعت و معدن ویکی‌پی‌جی، مسعود سلیمی در ادامه این مطلب می افزاید: … اعمال و رفتار خداناپسندانه یا به علت دشمنی و ستیز دیگران با ما رقم خورده است بلکه نوعی جبر، البته از نوع جغرافیایی آن است که به ما تحمیل شده است.

نگاه منطقی به معنای «جبر» ما را به واژه «اختیار» می‌رساند، اصلی است که بالقوه در توان ذهنی، روحی و جسمی و در یک کلام در ساختار فردی و اجتماعی هر ملتی از جمله ایرانیان به قول قدما به ودیعه نهاده شده است.بهره‌برداری درست، مناسب و مفید به فایده از چنین ودیعه‌ای به کنش و واکنش هر ملتی در تقابل تاریخی با انواع و اقسام «جبر» از طبیعی و سیاسی گرفته تا اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد.
این روزها ما با یکی از اقسام «جبر» یعنی نوع جغرافیایی آن طرف هستیم به این معنا که در پس چندین و چند دهه خشکسالی و بی آبی و به تبع آن خطر جدی ته کشیدن منابع آب‌های زیرزمینی و در یک کلام خشک شدن رو به افزایش رودخانه‌ها، تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور هنوز راهکاری که بتواند با توجه به داشته‌های کنونی کشور، چگونگی استفاده بهینه از منابع آبی را به ما یعنی از مسوولان و متولیان امور گرفته تا مردم عادی مملکت بیاموزد، پیدا نشده است در واقع ما همچنان در دایره بسته «جبر» به دور خود می‌چرخیم و در این چرخش با چرخیدن در ورطه خرافات یا واکنش رفتار و کردار معنوی، آدم‌ها را مسوول تداوم چنین «جبری» می‌دانیم یا دست به سوی آسمان دراز کرده و طلب ریزش باران و برف می‌کنیم که به طور طبیعی و قطع و یقین هیچ‌کدام از این دو رفتار نمی‌تواند خشکسالی ما را توجیه و تایید کند.
از طرفی اما هنگامی که به قول معروف دروازه‌های رحمت آسمانی به سویمان باز می‌شود و در روزها و شب‌های آغازین آذرماه امسال باران و برف تقریبا سراسر کشور را دربر می‌گیرد تا اندکی زمین‌های ترک‌خورده و رودهای فرونشسته‌مان به نان و نوایی برسند، شرایط عادی زندگی‌مان درهم می‌ریزد یعنی با وجود اطلاع‌رسانی هواشناسی، ترافیک و شلوغی به طور مثال خیابان‌ها به چند برابر می‌رسد یا مثلا در شهرها و روستاهای استان مازندران، برق، آب و گاز قطع می‌شود و به طور خلاصه یک‌بار دیگر با ریزش رحمت آسمانی به ویژه مسوولان امور شهری مملکت دست‌ها را بالا برده و تماشاگر گرفتاری‌ها می‌شوند.
به عبارت دیگر، اگر برف و باران نبارد. ما راه دیگری که درست و مناسب و نتیجه‌بخش باشد برای مقابله با خشکسالی نداریم و اگر ببارد و ادامه داشته باشد، آن‌وقت هم راه‌حلی مناسب و نتیجه‌بخش و به دور از شعار و حرف و سخن برای باز کردن گره‌های ترافیک و مشکلات قطع گاز، آب، برق و حوادث جاده‌ای، به گونه‌ای که مردم قانع شوند را باز هم نداریم.
در این میان، نکته مهم این است که سال‌های سال است که به قول معروف از یک سوراخ مکرر گزیده می‌شویم تا باز هم روز از نو شود و روزی از نو.
سال‌های سال است که با اندکی برف و باران، مثلا اگر قرار است نمایشگاهی در فلان ساعت با حضور اولیا و مسوولان مربوطه گشایش یابد، طوری دچار بی‌نظمی می‌شود که انگار زلزله آمده است!
یا اگر یکی، دو سالی اصلا به‌طور مثال در تهران زمستان درست و حسابی نداشته باشیم، اولیای امور شهری انگار دچار فراموشی می‌شوند که پیش از این به دلیل غافلگیری آنها چه بر سر مردم آمده و می‌روند دنبال امور دیگری تا آن را در بوق و کرنا کنند!
مثال‌های زیادی از تکرار حوادث طبیعی و غیرطبیعی در کشور می‌توان ردیف کرد از جمله اینکه چندین و چند سال است که به دلیل برخی اشتباهات فنی و انسانی، قطارها به هم می‌خورند، گاهی هواپیما به زمین می‌افتد و همواره هم با چند اطلاعیه و یکی روزی تحقیق و تفحص سروته قضیه به هم می‌آید و دست آخر آنچه می‌ماند انواع و اقسام خسارت‌ها به ویژه از نوع انسانی است که اصلا قابل جبران نیست یعنی تعدادی آدم بی‌گناه وقت، زندگی و عمر خود را از دست می‌دهند.
آخر اینکه آنقدر همه چیز در این کشور رنگ و بوی سیاسی و جناحی و… گرفته که آدم وقتی هم از ریزش باران و برف و تصادف قطار و اشتباهات فنی و انسانی در راستای از دست رفتن جان مردم حرف می‌زند، می‌ترسد نکند سیاسی‌کاری کرده باشد و خودش نداند! اما فکر نمی‌کنم از مصداق گزیده شدن مکرر از یک سوراخ حرف زدن، نوعی سیاسی‌کاری باشد!

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
11
روز مانده
شمارش معکوس بازگشت رونق به بازار فولاد