رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵
  • الأحد ۲۳ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Sunday 22 January

بایگانی‌ها مسعود خوانساری | ویکی پی جی | پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات

دولت تکلیف بدهی به بخش خصوصی را مشخص کند
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران:

دولت تکلیف بدهی به بخش خصوصی را مشخص کند

بدهی دولت در حدود ۷۰۰ هزار میلیارد تومان تخمین زده می شود و بخش خصوصی معتقد است دولت باید هرچه سریعتر راه حلی برای پرداخت ...

اعطای نشان امین‌الضرب به تجار نمونه
رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران:

اعطای نشان امین‌الضرب به تجار نمونه

رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران از اعطای نشان امین‌الضرب به برترین‌های تجارت ایران خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر، مسعود خوانساری در ...


رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن:

انتخاب ترامپ تاثیری بر اقتصاد ایران ندارد

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران با بیان اینکه انتخابات دونالدترامپ به عنوان رئیس جمهور، تاثیر چندانی بر اقتصاد ایران ندارد، گفت: باید ...

دلایل تنزل فضای کسب و کار

دلایل تنزل فضای کسب و کار

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران با اشاره به دلایل کاهش رتبه ایران در فضای کسب و کار گفت: برای جلوگیری از خام‌فروشی ...


وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
32
روز گذشته
شمارش معکوس بازگشت رونق به بازار فولاد

یادداشت ویژه

اندوه تازه در راه است

احسان محمدی- بیشتر از آنکه اشک بریزیم، بغض در گلو داریم برای همین شقیقه هایمان درد  می کند. مثل وقتی که دنبال دیواری می گردیم تا سرمان را به آن تکیه بدهیم و یک دل سیر گریه کنیم. تلخ است اما چهل روز دیگر که از این ماجرا بگذرد، بیشتر ما نه در پلاسکو، که در پاساژها و بازارهای دیگر دنبال خرید شب عیدیم. کفش پا می زنیم، کت و شلوار و شال و مانتو ست می کنیم و یادمان می رود که آخرین شب دی ماه خودش یلدایی بود و با تلخی به صبح بهمن گره زدیم. یادمان می رود. زندگی ادامه دارد و خاک سردی می آورد... اما در آتش سوزی پلاسکو و حادثه هایی از این دست، بیش از «زنده» ها این «زندگی» ها هستند که می سوزند، می میرند. جانباختگان عدد می شوند، آمار و سنگ قبری سیاه که تا ابد داغش بر دل خانواده هایشان می ماند اما بازماندگان چه کنند؟ پلاسکو  فقط یک ساختمان کهنه نبود که فرو ریخت. برکه ای بود که خشک شد و حالا دهها و صدها ماهی در کف ترک خورده آن تشنه لب، پرپر می زنند. خبر دارید چند خانواده اینجا نان می خورد؟ می دانید چند نفر بیکار شدند؟ چند زن خیاط که سوزن سوزن می زدند و حتی حقوق آبان و دی ماه را نگرفته بودند حالا باید سفره شان را کوچکتر بچینند؟چند نفر سفره شان جمع می شود؟ چند کودک بیمار دیگر داروهایشان به موقع نمی رسد؟ مدیریت بحران فقط آوار برداری و خاموش کردن آتش نیست. بحران خانواده هایی که زندگی شان به این ساختمان گره خورده بود درست از فردا شروع می شود. دیشب و امشب شام غریبان زنده هاست، آنها که زندگی، آرامش و امنیت شان به مخاطره افتاده است. چک هایی که برگشت می خورند، مردهای آبرومندی که ورشکسته می شوند، زندگی هایی که از هم می پاشد... امیدواریم اینطور نشود، اما واقعیت زبان تلخی دارد. گزنده، بی رحم و یادمان می آورد که در فاجعه هایی از این دست که یک جرقه کوچک بی احتیاطی و سهل انگاری آن را شلعه ور می کند، بیش از زنده ها، این زندگی ها هستند که می سوزند و می میرند ...