رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات

تعداد اخبار امروز : 29 خبر


  • شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
  • السبت ۲۲ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Saturday 21 January

بایگانی‌ها وزارت صنعت،معدن و تجارت | ویکی پی جی | پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات

سرنوشت نامه تشکل‌ها به رییس‌جمهور
نعمت‌زاده خبرداد؛

سرنوشت نامه تشکل‌ها به رییس‌جمهور

وزیر صنعت، معدن و تجارت از برگزاری جلساتی در خصوص نامه تشکل‌ها و بیانیه ۱۴ تشکل صنعتی خطاب به رئیس‌جمهور، خبر داد و گفت که ...



رئیس‌کل سازمان توسعه تجارت
با امضای یک یادداشت تفاهم فراهم شد؛

گسترش همکاری ایران با مرکز تجارت بین‌الملل

سازمان توسعه تجارت ایران و مرکز تجارت بین‌الملل (International Trade Center) یادداشت تفاهم همکاری امضا کردند. به گزارش گروه اقتصادی ویکی‌پی‌جی، به نقل از سازمان توسعه ...

آمار متناقض در نرخ رشد صنعت
فقط ۱۰ درصد وامها صرف توسعه صنایع شد؛

آمار متناقض در نرخ رشد صنعت

مسئولان از رشد در بخش صنایع خبر می‌دهند اما صنعتگران معتقدند آمار اعلام شده مبنی بر رشد بخش صنعت متناقض است؛ همچنین آمار کاهش ایجاد ...



بنگاه‌های کوچک

بنگاه‌های کوچک پیشران اقتصاد

در شرایط کنونی اقتصاد جهانی، بسیاری از کشورها با اقدامات مختلف حمایتی، سیاست تقویت و توسعه بنگاه‌های زودبازده را دنبال می‌کنند و این سیاست در ...

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
31
روز گذشته
شمارش معکوس بازگشت رونق به بازار فولاد

یادداشت ویژه

اندوه تازه در راه است

احسان محمدی- بیشتر از آنکه اشک بریزیم، بغض در گلو داریم برای همین شقیقه هایمان درد  می کند. مثل وقتی که دنبال دیواری می گردیم تا سرمان را به آن تکیه بدهیم و یک دل سیر گریه کنیم. تلخ است اما چهل روز دیگر که از این ماجرا بگذرد، بیشتر ما نه در پلاسکو، که در پاساژها و بازارهای دیگر دنبال خرید شب عیدیم. کفش پا می زنیم، کت و شلوار و شال و مانتو ست می کنیم و یادمان می رود که آخرین شب دی ماه خودش یلدایی بود و با تلخی به صبح بهمن گره زدیم. یادمان می رود. زندگی ادامه دارد و خاک سردی می آورد... اما در آتش سوزی پلاسکو و حادثه هایی از این دست، بیش از «زنده» ها این «زندگی» ها هستند که می سوزند، می میرند. جانباختگان عدد می شوند، آمار و سنگ قبری سیاه که تا ابد داغش بر دل خانواده هایشان می ماند اما بازماندگان چه کنند؟ پلاسکو  فقط یک ساختمان کهنه نبود که فرو ریخت. برکه ای بود که خشک شد و حالا دهها و صدها ماهی در کف ترک خورده آن تشنه لب، پرپر می زنند. خبر دارید چند خانواده اینجا نان می خورد؟ می دانید چند نفر بیکار شدند؟ چند زن خیاط که سوزن سوزن می زدند و حتی حقوق آبان و دی ماه را نگرفته بودند حالا باید سفره شان را کوچکتر بچینند؟چند نفر سفره شان جمع می شود؟ چند کودک بیمار دیگر داروهایشان به موقع نمی رسد؟ مدیریت بحران فقط آوار برداری و خاموش کردن آتش نیست. بحران خانواده هایی که زندگی شان به این ساختمان گره خورده بود درست از فردا شروع می شود. دیشب و امشب شام غریبان زنده هاست، آنها که زندگی، آرامش و امنیت شان به مخاطره افتاده است. چک هایی که برگشت می خورند، مردهای آبرومندی که ورشکسته می شوند، زندگی هایی که از هم می پاشد... امیدواریم اینطور نشود، اما واقعیت زبان تلخی دارد. گزنده، بی رحم و یادمان می آورد که در فاجعه هایی از این دست که یک جرقه کوچک بی احتیاطی و سهل انگاری آن را شلعه ور می کند، بیش از زنده ها، این زندگی ها هستند که می سوزند و می میرند ...